|
|
|
|
|
زندگي سه چيز است : 1. اشكي كه خشك مي شود . 2. خنده اي كه محو مي شود . 3. يادي كه در ديار فراموشي مي ماند
سنگي که طاقت ضربه هاي تيشه رو نداره تنديس زيبايي نميشه.از زخمهاي تيشه خسته نشو که وجودت شايسته ي تنديس زيبايي است
نظر بده دیگه |
||
|
+
نگاشته شده در یکشنبه دوم دی 1386ساعت 1:40 بعد از ظهر توسط جيگر همه boy lovely
|
|
||
|
|
|
|
|
اگر لبانم را به دار نمی اویختند از بوسه پلی می ساختم
فقط کسايي میخوان مثل بعضي آدماي ديگه باشن که خودشون کسي نباشن
تاريکترين ساعت شب درست ساعات قبل از طلوع خورشيده ....پس هميشه اميد داشته باشين
انسان ها دو دسته اند :آن هايي که بيدارند در تاريکي و آن هايي که خوابند در روشنايي
دل دلايلي دارد كه عقل از آن بي خبر است
زنان هوشيارتر از آن هستن که مردانگي خود را به همسران خود نشان بدهند
اگر زندگي يك پرتقال در دستتان نهاد، آن را پوست بكنيد و به دنبال دوستي باشيد تا با او قسمت كنيد
امروز اولين روز از فرصتهاي باقيمانده است .هيچ وقت براي يك تصميم خوب دير نيست
نبردهاي زندگي هميشه به نفع قويترين ها پايان نمي پذيرد بلكه دير يا زود برد با آن كسي است كه بردن را باور دارد
خداوند آتش را آفريد تا ارزش آب را بدانيم وخلا زاييده شد تا ارزش هوا را بدانيم و بعد مرگ آمد تا ارزش زندگي را بشناسيم.
سرنوشت کوهها تنها گواه بودن است آنها مانند رودخانه ها نيستند که حرکت ميکنند و منظره را عوض ميکنند
اگر کسی می گوید که برای تو می میرد دروغ میگوید!!! حقیقت را کسی میگوید که برای تو زندگی می کند تنها كساني كه مارا ميرنجانند. عزيزاني هستند كه هميشه كوشيده ایم از ما نرنجند
کاری را انجام بده که دوست داری. همانطور که تو در کار کسی دخالت نمی کنی، دیگران هم حق ندارند در کار تو دخالت کنند این یعنی حرف حساب.
اگه خدا تا لب پرتگاه بردت بدون يا از پشت گرفتتت .. يا همون لحظه پرواز رو يادت مي ده
فرشته اي از سنگ پرسيد : چرا مانند خاک از خدا نمي خواهي که از تو انسان بسازد ؟ سنگ تبسمي کرد و گفت : هنوز آنقدر سخت نشده ام که مستحق چنين خواسته اي باشم
كسي در باد مي خواند تو را تا اوج مي خواهم براي ناز چشمانت چه بي صبرانه مي مانم د لم تنگ است و بي يادت در اين غربت نمي مانم تو هستي در وجود من تو را هرگز نمي رانم
در نگاه كساني كه پرواز را نميفهمند هر چقدر اوج بگيري كوچكتر خواهي شد
شکسپير : اگر تمام شب برا ي از دست دادن خورشيد گريه کني لذت ديدن ستاره ها را هم از دست خواهي داد
شمع بزم محفل شاهان شدن شوقي ندارد ... اي خوش آن شمعي كه روشن ميكند ويرانه اي را
عشق از هر گل سرخي دلپذير تر است ، اما خارهاي آن قلب تو را عميق تر از هر خاري سوراخ مي كند
مانند شقايق زندگي کن کوتاه ولي زيبا مانند پرستو پرواز کن طولاني ولي هدفمند مانند پروانه بمير دردناک ولي عاشق
هست آن نیست که هرلحظه بیادت باشد هست آن است که هر لحظه کنارت باشد
اگر روزي روزگاري نخواستي يا نتوانستي فرد گناهکاري را ببخشي بدان که از بزرگي گناه او نيست بلکه از کوچکي قلب توست
شیطان به خداوند گفت: چگونه است که بندگانت تو را دوست می دارند وتو را نا فرمانی می کنند در حالی که با من دشمن اند ولی از من اطاعت می کنند؟! خطاب رسید که ای ابلیس به واسطه همان دوستی که به من دارند و دشمنی که با تو دارند از نافرمانی های آنان در خواهم گذشت
تو بايد با درون خود ارتباط داشته باشي نه با جسمي که آن را در برمي گيرد
غنچه ها نوشتند : لطفاً گلی نچینید اما چه سود؟ طوفان خواندن نمی تواند
گر زخمي آدم را از بين نبرد او را قويتر ميکند در برابر زخمهاي ديگر
درياخشک مي شودولي خاکش مي مانددوست مي رود ولي ياد گارش مي مي ماند
ازافلاطون پرسيدندبه چه وسيله اي مي توان ازدشمن انتقام گرفت گفت:به بذل وکرم
س ایه حقس لام عشقس عادت روحس لامت تنس رمستی بهارس کوت دعاس رور جاودانهاینست هفت سین آریایی پیشکش شما ...
كسي كه اميد را از دست مي دهد همه چيزش را از دست مي دهد. ژرژ هربرت
رسم غريبي است !اگر در زندگي جز بهترين را نپذيري آن را به چنگ خواهي آورد. سامرست موام
انسان بدبخت همه لوازم خوشبختي را در اختيار دارد. به جز اراده خوشبختي وين والر
بردباري طعم تلخي دارد ولي ثمره ي آن بي نهايت شيرين است.
روسوضرب المثل چینی امروز اولین روز از بقیه ی عمر توست !!!
وقتی دلت تنگ شد ، به یاد بیار کسی رو که خیلی دوست داره. وقتی نا امید شدی،به یاد بیار کسی رو که تنها امیدش تویی. وقتی پر از سکوت شدی ، به یاد بیار کسی رو که به صدات محتاجه. وقتی دلت خواست از غصه بشکنه، به یاد بیار کسی رو که توی دلت یه کلبه ساخته
وقتي لبخند رو لبت خشکید به ياد بيار کسي رو که حتي توي عکسش بهت لبخند ميزنه.
یک نامه از طرف... امروز صبح که از خواب بیدار شدی،نگاهت می کردم؛و امیدوار بودم که با من حرف بزنی،حتی برای چند کلمه،نظرم را بپرسی یا برای اتفاق خوبی که دیروز در زندگی ات افتاد،از من تشکر کنی.اما متوجه شدم که خیلی مشغولی،مشغول انتخاب لباسی که می خواستی بپوشی.وقتی داشتی این طرف و آن طرف می دویدی تا حاضر شوی فکر می کردم چند دقیقه ای وقت داری که بایستی و به من بگویی:سلام؛اما تو خیلی مشغول بودی.یک بار مجبور شدی منتظر بشوی و برای مدت یک ربع کاری نداشتی جز آنکه روی یک صندلی بنشینی. بعد دیدمت که از جا پریدی.خیال کردم می خواهی با من صحبت کنی؛اما به طرف تلفن دویدی و در عوض به دوستت تلفن کردی تا از آخرین شایعات با خبر شوی. تمام روز با صبوری منتظر بودم.با اونهمه کارهای مختلف گمان می کنم که اصلاً وقت نداشتی با من حرف بزنی.متوجه شدم قبل از نهار هی دور و برت را نگاه می کنی،شاید چون خجالت می کشیدی که با من حرف بزنی،سرت را به سوی من خم نکردی. تو به خانه رفتی و به نظر می رسید که هنوز خیلی کارها برای انجام دادن داری.بعد از انجام دادن چند کار،تلویزیون را روشن کردی.نمی دانم تلویزیون را دوست داری یا نه؟ در آن چیزهای زیادی نشان می دهند و تو هر روز مدت زیادی از روزت را جلوی آن می گذرانی؛ در حالی که درباره هیچ چیز فکر نمی کنی و فقط از برنامه هایش لذت می بری...باز هم صبورانه انتظارت را کشیدم و تو در حالی که تلویزیون را نگاه می کردی،شام خوردی؛ و باز هم با من صحبت نکردی. موقع خواب...،فکر می کنم خیلی خسته بودی. بعد از آن که به اعضای خانواده ات شب به خیر گفتی ، به رختخواب رفتی و فوراً به خواب رفتی.اشکالی ندارد. احتمالاً متوجه نشدی که من همیشه در کنارت و برای کمک به تو آماده ام. من صبورم،بیش از آنچه تو فکرش را می کنی. حتی دلم می خواهد یادت بدهم که تو چطور با دیگران صبور باشی.من آنقدر دوستت دارم که هر روز منتظرت هستم.منتظر یک سر تکان دادن،دعا،فکر،یا گوشه ای از قلبت که متشکر باشد. خیلی سخت است که یک مکالمه یک طرفه داشته باشی.خوب،من باز هم منتظرت هستم؛سراسر پر از عشق تو...به امید آنکه شاید امروز کمی هم به من وقت بدهی. آیا وقت داری که این را برای کس دیگری هم بفرستی؟ اگر نه،عیبی ندارد،می فهمم و هنوز هم دوستت دارم. روز خوبی داشته باشی... دوست و دوستدارت: خدا
ميدوني وقتي خدا داشت بدرقه ام مي کرد بهم چي گفت ؟ جايي که ميري مردمي داره که مي شکننت نکنه غصه بخوري من همه جا باهاتم . تو تنها نيستي . توکوله بارت عشق ميزارم که بگذري، قلب ميزارم که جا بدي، اشک ميدم که همراهيت کنه، ومرگ که بدوني برميگردي پيشم!!!
خــــدایا: سایبانی از جنس اشک و نیاز می خواهم تا سجاده ی دلم را در آن بگسترانم و با دستان خسته قنـــوتم از تو بخواهم که بر وجود سردم نور نگاهت را بتابانی و گل های زیبای عشق و ایمان را بار دگر در من تازه گردانی....
یاد دو دوست با پای پیاده از جاده ای در بیابان عبور می کردند بین راه سر موضوع اختلاف پیدا کردندو به مشاجره پرداختند یکی از آنها از سر خشم بر چهر دیگری سیلی زد دوستی که سیلی خورده بود سخت آزرده شد ولی بدون آن که چیز ی بگوید روی شن های بیابان نوشت امروز بهترین دوست من بر چهره ام سیلی زد آن دو کنار یکدیگر به راه خود ادامه دادند به یک آبادی رسیدند تصمیم گرفتند قدری انجا بمانند و کنار برکه آب استراحت کنند ناگهان شخصی که سیلی خورده بود لغزید و د ربرکه افتاد نزدیک بود غرق شود که دوستش به کمکش شتافت و او را نجات داد بعد از آن که از غرق شدن نجات یافت برروی صخره ای سنگی این جمله را حک کرد امروز بهترین دوستم جان مرا نجات داد دوستش با تعجب از او پرسید بعد از ان که من با سیلی تو را آزردم تو آن جمله را روی شن های صحرا نوشتی ولی حالا این جمله را روی صخره حک می کنی ؟ دیگری لبخندی زد و گفت وقتی کسی ما را آزار می دهد باید روی شن های صحرا بنویسیم تا باد های بخشش آن را پاک کنند ولی وفتی کسی محبتی در حق ما می کند باید آن را روی سنگی حک کنیم تا هیچ بادی نتواند آن را از یادها ببرد
فرشته بیکار روزي مردي خواب عجيبي ديد او ديد که پيش فرشته هاست و به کارهاي آن ها نگاه ميکند .هنگام ورود، دسته بزرگي از فرشتگان را ديد که سخت مشغول کارند و تند تند نامه هايي را که توسط پيک ها از زمين مي رسند، باز مي کنند و آن ها را داخل جعبه مي گذارند. مرد از فرشته اي پرسيد، شما چه کار مي کنيد؟ فرشته در حالي که داشت نامه اي را باز مي کرد، گفت اين جا بخش دريافت است و دعاها و تقاضاهاي مردم از خداوند را تحويل مي گيريم مرد کمي جلوتر رفت، باز تعدادي از فرشتگان را ديد که کاغذهايي را داخل پاکت ميگذارند و آن ها را توسط پيک ها يي به زمين مي فرستند. مرد پرسيد شماها چکار مي کنيد؟ يکي از فرشتگان با عجله گفت: اين جا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمت هاي خداوندي را براي بندگان مي فرستيم. مرد کمی جلوتر رفت و یک فرشته را دید که بیکار نشسته مرد با تعجب از فرشته پرسيد: شما چرا بيکاريد؟ فرشته جواب داد: اين جا بخش تصديق جواب است. مردمي که دعاهايشان مستجاب شده، بايد جواب بفرستند ولي عده بسيار کمي جواب مي دهند. مرد از فرشته پرسيد: مردم چگونه مي توانند جواب بفرستند؟ فرشته پاسخ داد: بسيار ساده، فقط کافي است بگويند: خدايا شکر
عشق راستین از چیزی که دریافت می کنیم حاصل نمی شود از چیزی که می دهیم به وجود می آید
هرگز بی عشق نبوده ام اما هرگز عاشق نبوده ام
دیدی که مرا هیچ کسی یاد نکرد **** جزغم که هزار آفرین بر غم
خود کوشی بهشت است *** وقتی زندگی برایم بدون عشق است
این که دیگه دوستم نداری هیچ ولی سبد خاطراتمان را از من دریغ نکن
سعی کن عزمت عشق را درک کنی زیرا به خاکستر وجودت هم رحم نمیکند
می گن جنگ رو زن شروع می کنه و مرد ادامه می ده
پازل دل یکی رو بهم ریختن هنر نیست ..... هر وقت با تیکه های شکسته ی دل یک نفر یک پازل دل جدید براش ساختی هنر کردی انسان تنها مخلوقي ست كه نمي خواهد همان باشد كه هست
آن کس که تو را از دست داد، که را يافت و آن که ترا يافت که را از دست داد!
ما را با بهشتیان چه کار است نعره کشان جهنم را عشق است
صد بار بدی کردی دیدی ثمرش را خوبی چه بدی داشت که یک بار نکدی؟
خداوندا نمی دانی که انسان بودن و ماندن چه دشوار است چه زجری کشید ان کسی که انسان است و از احساس سرشار است
زندگی شاخه گلی ست که دردست درویشی می روید
به امید انکه در زندگی همیشه خارهای هم را تحمل کنیم و بدانیم که ممکن است خار گل سرخ هم دست ما را بیازارد
به جای تنفر عشق را انتخاب کن
چهار قانون شادمانی و شاد کامی
همه چيز در پايان خوب است . اگر خوب نباشد بدانيد که هنوز به نقطه پايان نرسيده است
در باغ دیوانه خانه ای ، جوانی رنگ پریده و جذاب
خوب رويان جهان رحم ندارد دلشان بايد از جان گذرد هر كه شود همدمشان روزي كه سرشتند ز گٍل پيكرشان سنگي اندر گٍلشان بود و همان شد دلشان
خداوند به سه طريق به دعاها جواب مي دهد:
ولنتاين نام يک کشيش ايتالياييه که عاشق ميشه وهمونطور که می دونين نمی تونه ازدواج کنه و معشوقش هم با شخص ديگه ای ازدواج ميکنه از اون زمان به بعد ولنتاين تصميم می گيره تمام کشيش ها را به عشقشون برسونه و به قوله معروف روی شرعشون پا ميذاره و اونا رو عقد ميکنه البته يواشکی و دور از چشم بقيه مردم و در آخر هم اين ولنتاين ما به خاطر اين کارش اعدام ميشه
بقیه در ادامه مطلب
بيا تو ادامه مطلب ببين چه خبره |
||
|
+
نگاشته شده در یکشنبه دوم دی 1386ساعت 1:36 بعد از ظهر توسط جيگر همه boy lovely
|
|
||