تبليغاتX
هر چی دلت بخواد هست !!
اموزش, دانلود, ترفند, موبایل, کامپیوتر, بیوگرافی, معما, جوک, عشقولانه

  چه کسي اولين بار نقاشي كرد؟

بسياري از نقاشان امروزي در نقاشي هايشان كوششي براي نيشان دادن دنياي اطرافشان به كار نمي برند. اما از زماني كه بشر شروع به نقاشي تصاوير كرد اين درست همان كاري بود كه مي خواست انجام دهد. همان چيزي را كه چشم مي ديد، نقاشي مي كرد.
بنابراين در غارها، جائي كه بشر اوليه، در هزاران سال پيش مي زيست، نقاشي هائي پيدا شده است كه تصاويري را از حيوانات به طور خيلي زنده نمايش مي دهد.

اين نقاشي ها به وسيله بشر عهد حجر قديم قاره اروپا انجام شده است. هزاران سال بعد، نقاشي هنوز هم نمايش دهنده زندگي بود. مصري ها عقيده داشتند كه بعد از مرگ، زندگي ديگري نيز وجود دارد. بنابراين روي ديواره هاي قبورشان، تصاويري از هر چيزي كه در زندگي روزمره شان مي گذشت مي كشيدند:
اشكال زنان، مردان، كودكان و حيوانات و يا قايق ها و از اين قبيل چيزها.

بيشتر هنرمندان، در هر عصري، احتمالاً به غير از چيني ها، يوناني ها بوده اند كه در حدود 500 سال پيش از ميلاد در اوج افتخار بودند. هدف آنها در مجسمه سازي نوعي تقليد از زندگي بوده است. البته در شكل كامل يا مطلوب آن. ظهور مسيحيت، كه از خاور نزديك سرچشمه گرفته، تغيير و تحولي شگرف در هنر نقاشي پديد آورد و طبيعت گرائي هنر قديم، جاي خود را به شيوه هاي شرقي داد، با طرح هائي يكنواخت و «سمبوليزم».

در قرون وسطي، كه بين سال هاي 500 تا 1500 به طول انجاميد، هنر نقاشي آبرنگ روي گچ كه «فرسكو» ناميده مي شد و كتاب هاي خطي با آرايش و تزئين، تكامل بيشتري يافت. «فرسكو» عبارتست از نقاشي با قلم مو روي گچ تازه و مرطوب، به طوري كه وقتي گچ خشك شد، اين نقاشي دائمي جزئي از ديوار محسوب مي شود. در اين دوره تصوير كشي كتاب هاي خطي، يا كتاب هاي ديگر، به وسيله راهبان انجام مي گرفت. اين هنرمندان، استادانه ادبيات يا نقاشي هائي مي آفريدند كه حاوي تصاوير تمام صفحه اي بود.

 

 

اولين سكه چه موقع ساخته شد؟

سكه عبارت از يك تكه فلز است كه وزن و عيار مخصوص دارد، با علامت مخصوص يا مهر كساني كه آن را ضرب مي كنند.

اولين سكه هائي كه در دنيا ساخته شد هفت قرن قبل از ميلاد مسيح بود كه توسط ليدي ها ساخته شد، آنها قوم ثروتمند و با قدرتي بودند كه در آسياي صغير مي زيستند. اين سكه هاي اوليه از جنس مخصوصي كه الكتروم نام داشت ساخته مي شدند. الكتروم يك تركيب طبيعي است كه 75 درصد طلا و 25 درصد نقره دارد. اين سكه ها به شكل و اندازه يك لوبيا بوده اند و تقريباً يك پول رسمي محسوب مي شدند. سپس يوناني ها هم به تقليد آنها از اين فكر كه يك پول رسمي فلزي رسمي داشته باشند استقبال و بنابراين شروع به ساختن پول سكه اي كردند.

بدين ترتيب، حدود صد سال بعد، بسياري از شهرهاي سرزمين بزرگ يونان و آسياي صغير، در جزاير درياي اژه و سيسيل و جنوب ايتاليا براي خود ضرابخانه داشتند. سكه هاي طلا با ارزش ترين سكه ها به حساب مي آمده اند. بعد هم سكه هاي نقره اي و بالاخره سكه ها مسي.

ضرب سكه توسط يوناني ها حدود 500 سال دوام داشت. رومي ها هم اين عقيده را پذيرفته و حدود 500 سال ضرب سكه را اجرا كردند. بعد كم كم هنر ضرب سكه آن حدت و شدت خود را از دست داده و از سال 500 تا حدود 1400، سكه هاي متعلق به اين دوره خيلي نازك بوده و قابل توجه نبودند. اما در قرن پانزدهم، هنر ضرب سكه دوباره احيا و فلز، فراوان تر شد و استاد كاران اين حرفه براي قلم زدن روي سكه ها به كار گمارده شدند. اولين سكه هاي انگليسي قبل از رسيدن رومي ها ضرب شده بودند و در زمان غلبه «نورمنها» قريب هفتاد ضرابخانه داير، در اين كشور وجود داشت. اما در سال 1850 ضرابخانه سلطنتي، تنها ضرابخانه انحصاري و تأسيس شده از طرف دولت بود.

 

بچه ها نظر یادتون نره

 

+ نگاشته شده در  شنبه هشتم دی 1386ساعت 10:0 قبل از ظهر توسط جيگر همه  boy lovely  | 

اولين اتومبيل را چه کسي ساخت؟

تعيين قطعي اين موضوع كه اولين بار چه كسي ماشين بنزيني را ساخت، مشكل است. ولي تا آنجائي كه مي دانيم شخصي آلماني به نام «گوتليب ديملر» اولين اتومبيل بنزيني را در سال 1887 ساخت. در همان سال، دو نفر فرانسوي يك «كلاچ» و يك «گيربكس» را به ثبت رساندند، كه پايه گذاري نوعي كلاچ و گيربكس بود كه هم اكنون در بيشتر اتومبيل هاي انگليس به كار مي رود.امروزه،البته بعضي از اتومبيل هاي انگليسي دنده ي اتوماتيك دارند كه اين كيفيت در اتومبيل هاي آمريكائي رايج تر است.

يكي از بزرگ ترين پيش قدمان انگليسي در راه تكامل اتومبيل، شخصي به نام «لانچستر». بود كه اولين اتومبيلش را در سال 1895 به بازار عرضه كرد. دو بدعت تازه در اتومبيل ساخت آقاي لانچستر با يك ديگر تركيب شده بود، يكي تايرهاي بادي و ديگر چرخ هاي پره دار. بعد از اين تاريخ اقداماتي كه در راه تكامل اين وسيله نقليه انجام گرفت بيشتر در جهت سريعتر شدن حركت آن بود.

البته ايجاد علاقه مندي در سرمايه گذاران و ترغيب آنان براي توليد اين وسيله نقليه نوظهور خيلي مشكل بود. تا اين كه يك مخترع جوان آمريكائي به نام «هنري فورد» اتوموبيلي طرح ريزي كرد كه با قيمتي مردم پسند عرضه شد. اتومبيل سواري در آن روزگارها، يعني موقعي كه اتومبيل يك چيز كاملاً نو و جديد بود از امتيازات خاص طبقه ثروتمند محسوب مي شد.

بنابراين آزمايش فورد جوان خيلي موفقيت آميز شد، و اين پيشقدمي او در حقيقت باعث تأسيس بسياري از كارخانه هاي بزرگ اتومبيل سازي در دنيا گرديد. طرح ماشين فورد نه تنها باعث شد اتومبيل با بهاي نسبتاً ارزان تري عرضه گردد. بلكه باعث شد ماشين هاي معتبري هم در سراسر دنيا در دسترس مردم قرار گيرد. فورد معتقد بود كه دو اصل در صنعت اتومبيل بسيار مهم است اولي استاندارد كردن و دومي توليد انبوه است

 

 

اولين كتاب كي نوشته شد؟

هزاران هزار سال طول كشيد تا بشر به مرحله اي رسيد كه توانست آن چيزي را بسازد كه شباهت جزئي به چيزي كه امروزه به اسم كتاب مي شناسيم، داشته باشد.

بنابراين وقتي مي خواهيم تاريخچه اولين كتاب را در دنيا بررسي كنيم. بايد متوجه باشيم كه احتمالاً اين كتاب نبايد شباهتي به آن چيزي كه امروزه كتاب ناميده مي شود، داشته باشد و خيلي با آن فرق داشته است. در حقيقت كتابهاي اوليه دنيا تا آنجائي كه ما مي دانيم واقعاً كتاب هائي به مفهوم جديد اين كلمه نبوده اند. چند هزار سال پيش بابلي ها و آشوري ها لوحه هاي گچي درست مي كردند كه بر روي آنها هر موضوع يا واقعه اي را كه ميل داشتند نوشه و ثبت و نگاهداري مي كردند.

آنها با كمك نوعي ابزار نوك تيز، نوشته هايشان را كه به خط ميخي بوده، روي اين لوحه هاي گچي، وقتي كه هنوز مرطوب بود رسم مي كردند. سپس براي اين كه اين يادداشت ها يعني لوحه هاي گچي دوام و عمر بيشتري داشته و دائمي تر باشند آنها را در كوره گذاشته و مي پختند. بعضي اوقات اين موضوع يا واقعه اي كه مي خواستند يادداشت كنند خيلي طولاني بوده و بنابراين لوحه هاي گچي بيشتري مي برد. بدين ترتيب درست مثل يك كتاب داراي صفحات زيادي بود. در اين صورت شايد مي شد مثلاً واژه «كتاب» را به آنها اطلاق كرد!

مردم مصر باستان در اين مورد، يك قدم فراتر گذاشته و كاغذ خام و خشن ساختند كه از جنس يك نوع ني به نام «پاپيروس» بود. اين صفحات مسطح كه با دست ساخته مي شدند رنگ زرد پريده اي داشتند و به وسيله باريكه هاي درازي به يك ديگر وصل بودند كه به دور يك استوانه چوبي يا استخواني پيچ مي خوردند.

مصري ها با استفاده از آب آغشته به دوده كه مثلاً در حكم مركب بود، شعر و داستان و يا وقايعي را با انواع خطوط تصويري روي اين صفحات پاپيروس مي نوشتند و يا مي كشيدند. از آنجائي كه جا به جا كردن اين استوانه ها كار راحتي نبود، بنابراين عمل نوشتن، بعضي اوقات روي صفحات جدا از هم انجام مي گرفت.

بعضي ديگر از مردم قديم مثل يوناني ها و رومي ها، كتابهائي مي ساختند كه به دور استوانه مي پيچيدند.

 

 

 

اولين ماشين چاپ را چه کسي ساخت؟

اولين بار عمل چاپ در كشور چين و يا ژاپن در قرن پانزدهم انجام گرفت. در آن زمان ها و حتي صدها سال بعد از آن، كتاب آنقدر كمياب و درست كردن آن به قدري سخت و مشكل بود كه كمتر كسي براي خواندن و ياد گرفتن به كتاب دسترسي داشت.

چاپچي هاي اوليه كليه نوشته ها و تصاوير را روي قالب هاي چوبي حك كرده و آنها را توي مركب زده و بعد روي منگنه ها مي گذاشتند. بعداً كلمات به تصاوير اضافه مي شدند.

شيوه تازه اي لازم بود تا كار كندن روي چوب را، كه با دست انجام مي گرفت و بسيار هم طولاني بود، كوتاهتر و آسانتر كند. ولي قريب به هزار سال گذشت تا واقعاً يك تغيير و تحول اساسي در روش نوشتن كلمات ايجاد شد. خيلي ها در اين راه كوشيدند ولي بالاخره مردي بنام گوتنبرگ كه يك آلماني الاصل بود و در مينز مي زيست، يكي از كساني بود كه در اين باره موفق شده و اين مشكل را حل كرد. گوتنبرگ دانست كه بايد از حروف چاپي فلزي منقول استفاده كرد و با اين روش بود كه اولين كتاب خود را به نام «انجيل گوتنبرگ» بين سال هاي 1453 و 1456 چاپ كرد.

ماشين گوتنبرگ، از حروف جداگانه اي تشكيل شده بود، و جابجا كردن و چيدن آنها بسيار آسان بود. يعني مي توانستند آنها را به صورت كلمه، سطر يا صفحه بچينند و هر موقع كه صفحه تمام مي شد، مي توانستند آن حروف را مجدداً براي چيدن صفحه ديگر به كار برند.

البته امروزه هم به اين روش عمل مي شود، و با وجود اين، خيلي از مخترعين بعدي، توانسته اند تغييرات زيادي در اين روش بدهند كه نيتجه كار آنها باعث سرعت زياد در فن چاپ گرديده است.

نظر   نظر   نظر

 

 

+ نگاشته شده در  شنبه هشتم دی 1386ساعت 9:57 قبل از ظهر توسط جيگر همه  boy lovely  | 

اولين عكس را چه کسي بوجود آورد؟

تمايل بشر براي گرفتن عكس به صدها سال پيش برمي گردد. از قرن يازدهم تا شانزدهم اسبابي وجود داشت كه «كامرا آبسكيورا» نام داشت و پيشرو اختراع دوربين عكاسي بود. اين دستگاه يك تصوير تخيلي و مبهم بر روي كاغذ مي گذاشت كه مي بايستي با دست پر رنگ شود تا به صورت يك تصوير صحيح از مناظر طبيعي در آيد.

در سال 1802، دو مرد با اسامي « وجگوود» و «همفري» قدمي مهم در اين زمينه به جلو برداشتند. آنها براي چاپ از كاغذهاي آغشته به نيترات نقره يا كلوريد نقره استفاده مي كردند و تصوير و نقاشي را روي شيشه چاپ مي كردند. ولي اِشكال كار در اين بود كه نمي شد كه با اين طريق، تصاوير پايدار تهيه كرد.

در سال 1816 «جوزف نيپس» يك دوربين عكاسي ساخت كه با آن مي توانست تصوير نگانتيو يا منفي بگيرد. در سال 1835 هم «ويليام تالبوت» تصاوير پوزتيو يا مثبت از تصاوير نگاتيو گرفت و اولين كسي بود كه توانست با استفاده از هنر عكاسي، تصاوير بزرگتر خلق كند و بالاخره اولين كسي بود كه توانست يك كتاب از عكس هاي عكاسي منتشر كند. ( در سال 1844)

بعد از آن، هنر عكاسي و ماشين عكاسي پي در پي تكامل و پيشرفت حاصل كرده و دوربين عكاسي معروف «كداك» در سال 1888 به بازار عرضه شد.

بيشتر مراحل فني عكاسي با اين كيفيت كه نيترات نقره در مقابل نور واكنش نشان مي دهد بستگي دارد، و اين همان چيزي بود كه در قرن هفدهم به وسيله كيميا گراني كه در پي ايجاد طلا از فلزات معمولي بودند كشف شد.

 

 

 


  اولين كتاب كي نوشته شد؟

هزاران هزار سال طول كشيد تا بشر به مرحله اي رسيد كه توانست آن چيزي را بسازد كه شباهت جزئي به چيزي كه امروزه به اسم كتاب مي شناسيم، داشته باشد.

بنابراين وقتي مي خواهيم تاريخچه اولين كتاب را در دنيا بررسي كنيم. بايد متوجه باشيم كه احتمالاً اين كتاب نبايد شباهتي به آن چيزي كه امروزه كتاب ناميده مي شود، داشته باشد و خيلي با آن فرق داشته است. در حقيقت كتابهاي اوليه دنيا تا آنجائي كه ما مي دانيم واقعاً كتاب هائي به مفهوم جديد اين كلمه نبوده اند. چند هزار سال پيش بابلي ها و آشوري ها لوحه هاي گچي درست مي كردند كه بر روي آنها هر موضوع يا واقعه اي را كه ميل داشتند نوشه و ثبت و نگاهداري مي كردند.

آنها با كمك نوعي ابزار نوك تيز، نوشته هايشان را كه به خط ميخي بوده، روي اين لوحه هاي گچي، وقتي كه هنوز مرطوب بود رسم مي كردند. سپس براي اين كه اين يادداشت ها يعني لوحه هاي گچي دوام و عمر بيشتري داشته و دائمي تر باشند آنها را در كوره گذاشته و مي پختند. بعضي اوقات اين موضوع يا واقعه اي كه مي خواستند يادداشت كنند خيلي طولاني بوده و بنابراين لوحه هاي گچي بيشتري مي برد. بدين ترتيب درست مثل يك كتاب داراي صفحات زيادي بود. در اين صورت شايد مي شد مثلاً واژه «كتاب» را به آنها اطلاق كرد!

مردم مصر باستان در اين مورد، يك قدم فراتر گذاشته و كاغذ خام و خشن ساختند كه از جنس يك نوع ني به نام «پاپيروس» بود. اين صفحات مسطح كه با دست ساخته مي شدند رنگ زرد پريده اي داشتند و به وسيله باريكه هاي درازي به يك ديگر وصل بودند كه به دور يك استوانه چوبي يا استخواني پيچ مي خوردند.

مصري ها با استفاده از آب آغشته به دوده كه مثلاً در حكم مركب بود، شعر و داستان و يا وقايعي را با انواع خطوط تصويري روي اين صفحات پاپيروس مي نوشتند و يا مي كشيدند. از آنجائي كه جا به جا كردن اين استوانه ها كار راحتي نبود، بنابراين عمل نوشتن، بعضي اوقات روي صفحات جدا از هم انجام مي گرفت.

بعضي ديگر از مردم قديم مثل يوناني ها و رومي ها، كتابهائي مي ساختند كه به دور استوانه مي پيچيدند.
 


 

 

 


  اولين ماشين چاپ را چه کسي ساخت؟

اولين بار عمل چاپ در كشور چين و يا ژاپن در قرن پانزدهم انجام گرفت. در آن زمان ها و حتي صدها سال بعد از آن، كتاب آنقدر كمياب و درست كردن آن به قدري سخت و مشكل بود كه كمتر كسي براي خواندن و ياد گرفتن به كتاب دسترسي داشت.

چاپچي هاي اوليه كليه نوشته ها و تصاوير را روي قالب هاي چوبي حك كرده و آنها را توي مركب زده و بعد روي منگنه ها مي گذاشتند. بعداً كلمات به تصاوير اضافه مي شدند.

شيوه تازه اي لازم بود تا كار كندن روي چوب را، كه با دست انجام مي گرفت و بسيار هم طولاني بود، كوتاهتر و آسانتر كند. ولي قريب به هزار سال گذشت تا واقعاً يك تغيير و تحول اساسي در روش نوشتن كلمات ايجاد شد. خيلي ها در اين راه كوشيدند ولي بالاخره مردي بنام گوتنبرگ كه يك آلماني الاصل بود و در مينز مي زيست، يكي از كساني بود كه در اين باره موفق شده و اين مشكل را حل كرد. گوتنبرگ دانست كه بايد از حروف چاپي فلزي منقول استفاده كرد و با اين روش بود كه اولين كتاب خود را به نام «انجيل گوتنبرگ» بين سال هاي 1453 و 1456 چاپ كرد.

ماشين گوتنبرگ، از حروف جداگانه اي تشكيل شده بود، و جابجا كردن و چيدن آنها بسيار آسان بود. يعني مي توانستند آنها را به صورت كلمه، سطر يا صفحه بچينند و هر موقع كه صفحه تمام مي شد، مي توانستند آن حروف را مجدداً براي چيدن صفحه ديگر به كار برند.

البته امروزه هم به اين روش عمل مي شود، و با وجود اين، خيلي از مخترعين بعدي، توانسته اند تغييرات زيادي در اين روش بدهند كه نيتجه كار آنها باعث سرعت زياد در فن چاپ گرديده است.

+ نگاشته شده در  شنبه هشتم دی 1386ساعت 9:52 قبل از ظهر توسط جيگر همه  boy lovely  |